28 شهریور 1390

مولف: مسعود مولانا

آسیب شناسی NGOها (1)

فعالیت جمعی، در قالب نهادهای مدنی به مثابۀ یکی از دستاوردهای مدرنیته، تقریبا سابقۀ 150 ساله در جهان دارد. در کشور ما این اتفاق عمدتا پس از انقلاب مشروطه شکل و شمایل جدی و علنی به خود یافته است. تا پیش از انقلاب مشروطه، ما با دوگانۀ « انسانِ رعیت » و « پادشاهِ قدر قدرت » مواجهیم و چیزی تحت عنوان « تکثر » و « توزیع قدرت » معنا ندارد. این معادله اما، در گذر زمان دچار تغییر و تحولات فراوان گشته است. مقولاتی چون فردیت، شهروند و حقوق شهروندی، حقوق عمومی و ملی، عقل جمعی و ... جزء جدایی ناپذیر از فرهنگ عمومی ما گشته است.

در پی پیگیری و تحقق چنین خواسته‌هایی، نهادهای مدنی گوناگونی با ماهیت سیاسی، صنفی، فرهنگی، هنری، اجتماعی، ورزشی، جنسیتی، زیست محیطی و ... شکل گرفته و در اندازه‌های محلی، ملی و بین‌المللی مشغول فعالیت گشته‌اند. میزان عمق‌یابی نهادهای مدنی در یکصد سال اخیر، بسته به فضای سیاسی اجتماعی، دچار افت و خیزهای فراوان بوده، اما هیچگاه به طور کامل از نفس نیافتاده و امروز نیز کماکان، اگرچه ضعیف، به حیات خود ادامه می‌دهد.

در سال‌های اخیر ( حدودا 20 سال گذشته ) ما با پدیدۀ جدیدی در کشورمان مواجهیم که تا حدودی با نهادهای مدنی پیش از آن، متفاوت است که ما آن را با نام اختصاری NGO می‌شناسیم. NGO  اگر چه در وجه عام آن جزئی از نهادهای مدنی محسوب می‌گردد، اما چند تفاوت عمده و اساسی، آن را مجزا می‌سازد:

الف- نهادهای مدنی سیاسی ( احزاب ) اساسا در پی کسب قدرت و تشکیل دولت‌اند، در صورتی که هیچ یک ازNGO ها چنین هدفی را دنبال نمی‌کنند.

 ب: نهادهای مدنی با ماهیت صنفی ( کانون مهندسین، کانون معلمان، اتحادیه‌های کارگری و ... ) عمدتا خواسته‌های صنفی قشر خاصی را پیگیری می‌کند، حال آنکه NGO، فعالیتی است انسان مدارانه، مبتنی بر احترام و همکاری متقابل در جهت خیر عمومی و همگانی جامعه. در واقع برجسته ترین ویژگی NGOها تلاش داوطلبانه و خیرخواهانه در حوزه‌های گوناگون ( فرهنگی، اجتماعی، زیست محیطی و ... ) جهت منافع عمومی، بدون هیچ گونه منفعت شخصی، گروهی و صنفی است. البته نهادهای مدنی ترکیبی نیز وجود دارند که علاوه بر حمایت از منافع صنفی معین، در امور عمومی و عام‌المنفعه بسیار فعال بوده و این امر بخشی از اساسنامه و ماهیت آنان است.

با توجه به کوتاه و اندک بودن فضا و زمان لازم برای فعالیت جمعی مدنی، در کل یکصد سال اخیر، به طور طبیعی، ما با مشکل کمبود تجربه و دانش لازم مواجه‌ هستیم. علاوه بر مشکلات «برون ساختاری»  NGOها با معضلات «درون ساختاری» متنوعی درگیرند که می‌کوشم یک مورد آن را مورد بازبینی قرار دهم.

 NGO به عنوان ابزار؟!

 در میان کنشگران NGOیی، درک و دریافتی وجود دارد که آن را ابزار و وسیله‌ای برای اهداف دیگر می‌پندارد. در این دیدگاه، NGO تنها کاتالیزور و محملی است برای دستیابی به مقاصد دیگر. چنین برداشتی به مفهوم واقعی و کارکرد اصلی NGO، راه نبرده است.

تشکیل NGO نه ابزار که خود هدفیست والا، که می‌تواند در دلِ خود دستاوردهای فرهنگی عظیمی خلق نماید. در واقع NGOها خود « اهدافی در خودند » که در روند شکلگیری و کارکرد درونی خود، که شامل: مشارکت داوطلبانۀ شهروندان، مدیریت مشارکتی استوار بر خرد جمعی، استفاده از روش‌های مسالمت آمیز در پیگیری منافع عمومی، تعامل و همکاری گستردۀ اجتماعی و ... به گونه‌ای ذاتی و طبیعی یکی از مؤلفه‌های برپادارنده و تحکیم کنندۀ دموکراسی و همبستگی اجتماعی اند.

NGOها خود خالقِ مفاهیم نو و برداشت و خوانشی تازه از مفاهیم قدیمی‌اند. در واقع عملِ NGOیی دامنه‌های تئوری را در حوزه های گوناگون اجتماعی و فرهنگی گسترش داده، خود از آن نوشیده و سپس عمل اجتماعی را به عرصه‌های والاتری برمی‌کشاند؛ عرصۀ درخشانی از دیالکتیک تئوری و پراتیک؛ به بیانی دیگر پدیداریست در حوزۀ خرد عملی. حال چگونه تشکلی که در درون خود این همه اهداف بزرگ را به کار گرفته، پرورانده و آن را به عرصه‌های نوینی برکشانده، تنها ابزار خام و خاص برای هدفی دیگر است؟

آن درک و دریافتی که NGO را فقط در حد یک « راه میان بُر » بپندارد، با روح خلاق آن بیگانه بوده و به طور طبیعی فاقد پتانسیل درونی لازم برای جذب ویژگی‌های ذاتی آن است و این نیز سرآغاز و منشاء بسیاری از معضلات درونی NGOها در حال حاضر است. در واقع بزرگ‌ترین هدف از شکل گیری NGO آن است که به گونه‌ای واقعی و عمیق و براساس شاخصه‌های ماهوی خود، شکل بگیرد که اگر چنین شود به اهداف خود نزدیک گشته است.


ارسال این مطلب به دوست خود
ایمیل شما: ایمیل گیرنده:



ارسال نظر شما در مورد "آسیب شناسی NGOها (1)
نام شما:
نظر شما:
امتیاز شما :