28 شهریور 1390

مولف: مسعود مولانا

آسیب شناسی NGOها (2)

فعالیت جمعی در قالب نهادهای مدنی در کشور ما، با توجه به عمر کوتاه آن و کمبود تجربه و دانش لازم، با مشکلات متعددی روبروست که هم ناشی از فهم سایه روشن ما نسبت به شاخصه‌های اصلی چنین نهادی است و مهم‌تر از آن نتیجۀ درونی نشدن مفاهیمی است که می‌پنداریم خوب آن را فهمیده‌ایم! در این کوتاه نوشته تلاش می‌شود تا دو ویژگی شاخص NGO ها مورد واکاوی قرار گیرند تا شاید شمع کوچکی باشد در این راه.

1- خرد جمعی

یکی از بارزترین و برجسته‌ترین ویژگی NGOها، داشتن ساختاری دموکراتیک براساس خرد جمعی در تمامی سطوح آن است. خرد جمعی نه فقط به عنوان یک « روش » مدیریتی و حق رأی هر نفر، بلکه بسیار فراتر از آن به مثابه « مَنشی » انسان گرایانه است که حق حضور تمام و کمال « دیگری » را تضمین می‌کند.

خرد جمعی به مفهوم فهم و درک « حضور دیگری »، دیگری که قطعاً عین ما نیست و حتما بخشی از حقیقت نزد اوست و پذیرش این امر که امکان توافق با دیگری نه تنها شدنی و امکان پذیر است، بلکه فراتر از آن برای ادامۀ زندگی دموکراتیک، چاره‌ای جز آن نیست؛ یعنی اینکه ما می‌توانیم با دیدگاه دیگری مخالف باشیم اما نمی‌توانیم مخالف حضور او باشیم و کمر به حذف او ببندیم!

دموکرات بودن نه در استفاده از کلمات دموکراتیک که در زیست دموکراتیک معنا می‌یابد. در چنین زیستی است که روح درک دیگری در جان ما آرام آرام جای می‌گیرد و به جزئی از وجود ما تبدیل می‌شود. درک دیگری فقط مربوط و محدود به دوستان و نزدیکان و کسانی نمی‌شود که با ما و در یک نهاد مردمی همکاری می‌نمایند، بلکه بسیار فراتر از آن، تمامی عرصه‌های زندگی اجتماعی ما را شامل می‌شود. تا جایی که عمیقا بپذیریم، بخشی از حقیقت ممکن است نزد دشمنان ما باشد.

2- نقدپذیری

ضرورت وجودی نقد، از ضرورت رهایی از جزم گرایی، خود شیفتگی و انزوای خود ساخته برمی‌خیزد. مقام نقد یعنی جرات عبور از دانسته‌های پیشین، ارزش‌یابی دوبارۀ ارزش‌ها و بازاندیشی مجدد اندیشه‌ها. نقد در درجۀ اول بصیرت است، بصیرت رازگشایی یا بازگشایی تجربه و شناخت دیگری. عقلانیت تنها با ملاک نقد است که به عقل معتبر و عقل نامعتبر تقسیم می‌شود. نقدپذیری روح و اخلاق عقلانیت است و مقام روشنفکری در واقع احیای نقد در درون عقلانیت است. عقلانیت بدون نقد همانا عقلانیت ابزاری و غیر انسان گرایانه، و عقلانیت در پرتو نقد همانا عقلانیت انتقادی و رهایی بخش است. خردورزی همواره امری اجتماعی و به تمامی و از بنیاد نوعی گفتگو و آمادگی برای مفاهمه و دستیابی به حقیقتی است که البته و همواره در معرض نقد باقی می‌ماند.

پذیرش نقد در مقام نظر در واقع به معنای آمادگی ذهنی ما برای نقدپذیری است ولی از آمادگی ذهنی تا پذیرش عملی، دوران پر پیچ و خمی است که هر یک از ما می‌بایست آن را درون نهادهای مردمی و دموکراتیک تجربه نماییم.

مهم‌ترین ویژگی کسی که وارد کنش جمعی می‌شود نقدپذیری اوست. نقد از طرف هر کس که باشد و با هر لحنی که ارائه شود، باید در کمال تواضع، مورد پاسخگویی قرار گیرد. بسیار دیده شده که به جای پرداختن به موضوع نقد، اصل نقد کردن را نقد کرده‌ایم: شما چه کاره‌اید که ما را نقد می‌کنید! الان وقتش نیست بگذارید برای بعد! وقتی نقد می‌کنید باید راهکار هم ارائه دهید وگرنه زبان در کام گیرید! کسی می‌تواند نقد کند که خودش درون گود باشد، خارج از گود حق نقد کردن ندارید!

و صد البته زیر پوست همۀ این توجیهات در واقع فرار از نقدپذیری است. نقدناپذیری در واقع ریشه در تفکر و خصلتی دارد که می‌توان آن را به طور خلاصه « توهّم مضاعف » نامید، خود را فراتر از نقد دانستن درنهایت، نتیجه‌ای جز « تقلیل مضاعف » ندارد. اندیشه‌ای که اعتقادی به « دادِ و دِهش » و « آمیزش افق‌ها » نداشته باشد سرنوشتی جز تصلّب، تنهایی و تکرار ندارد.

فریدونِ فرخ فرشته نبود                   به مشک و به عنبر سرشته نبود
به دادِ و دهش یافت چنان نیکویی       تو دادِ و دِهش کن، فریدون تویی


ارسال این مطلب به دوست خود
ایمیل شما: ایمیل گیرنده:



ارسال نظر شما در مورد "آسیب شناسی NGOها (2)
نام شما:
نظر شما:
امتیاز شما :