18 فروردین 1392

جایگاه دماوند در تاريخ کوه‌نوردی جهان

(بخش دوم)

عباس محمدی - داود محمدی‌فر (از انجمن كوه‌نوردان ايران)

 

دماوند و کوه‌پیمایی‌های کهن

1- در اسطوره

«مازندران در حوزۀ اساطیر، یکی از نمادین‌ترین و رازناک‌ترین جایگاه‌ها است و به سبب تسخیرناپذیری، پناهگاه و پایگاه پادشاهان و پهلوانان تاثیرگذار بر سرنوشت سیاسی – اجتماعی بوده و البرز و دماوند از حصن‌های استوار طبیعی و از عوامل شکوهمند تسخیرناپذیری تبرستان به شمار می‌آمدند. به سبب پیوند جدایی ناپذیر دماوند و البرز از یکدیگر، اغلب روایات منسوب به البرز، به دماوند نسبت یافته و به عکس. بر اساس متون پهلوی و کتب دینی زرتشتی، دماوند پناهگاه گیومرث، نخستین انسان اساطیری، و البرز کوهی مینوی و کهن الگوی بهشت اهورایی است. فریدون در البرز، نزد مرد خردمندی به نام برمایه، آیین جهانداری و جهانگیری آموخت و به یاری کاوه، ضحاک را در دماوندکوه به بند کشید. کیقباد از البرز به پایین آمد و به یاری رستم بر تورانیان چیره شد. کاووس هفت کاخ مشهورش را که نماد هفت اقلیم و جهان پادشاهی است، بر البرز بنا نهاد. از این رو، دماوند را به دلیل مجمع الاضداد بودن، زندان بدان و بهشت نیکان خوانده اند»(6). پیدا است که با این همه داستان و ماجرا که در دماوند گذشته یا دربارۀ دماوند گفته‌اند، ممکن نیست که در جهان واقعی، کوه‌پیمایی، و از جمله صعود روی دماوند، در ایران رایج نبوده باشد.

شکی نیست که اسطوره‌ها ریشه در واقعیت‌های زندگی دارند یا حامل جنبه‌هایی از واقعیت هستند. میرچا الیاده، در تعریف اسطوره می‌گوید: «اسطوره نقل‌کنندۀ سرگذشت قدسی و مینوی است، راوی واقعه‌ایست که در زمان نخستین، زمان شگرف بدایت همه چیز رخ داده‌است. به بیان دیگر: اسطوره حکایت می‌کند که چگونه به برکت کارهای نمایان و برجستۀ موجودات فراطبیعی، واقعیتی، چه کل واقعیت، یا تنها جزئی از آن پا به عرصۀ وجود نهاده‌است»(7). به بیان دیگر، اسطوره ها، شکلی از بیان واقعیت یا تفسیر واقعیت هستند؛ با این حساب، آن چه که در اسطوره‌های ایرانی دربارۀ پرورش یافتن انسان در دماوند، ساخت و ساز در آن، جنگ در آن، و  خلاصه زیست انسانی در آن آمده، صورتی از آن چیزهایی است که رخ داده است. فردوسی که در حدود هزار سال پیش می زیسته و داستان‌هایی بس کهن‌تر را نقل می‌کند که در آن‌ها مردانی (و شاید زنانی) با انگیزه‌های گوناگون از کوه‌ها بالا و پایین می‌رفته‌اند، حتما ماجراهای کوه‌نوردی را دیده بوده است. حتی همان گونه که پیشتر اشاره شد، می‌توان گفت که او خود کوه‌‌نوردی هم می‌کرده است.

طبری می‌نویسد: «چون شیث [پسر آدم، پدر کیومرث] بمرد، او را با برادرزادگان ناسپاسی افتاد؛ برخاست و با فرزندان خویش به کوه دماوند آمد و آن‌جا قرار گرفتند و بسیار شدند [...] و آن‌جا شهرها و ماواها کردند.. و او مردی بود نیکو روی، و نیت نیکو داشت [...] کیومرث را پسری بود مردانه، نام او هیشنگ (میشنگ) و این پسر همیشه بر کوه‌ها بودی و خدای عزوجل را همی پرستیدی»(8).

فردوسی نیز چند بار نام دماوند را در شاهنامه آورده است، برای نمونه:

همی تاختی تا دماوندکوه / کشان و دوان از پس اندر گروه (در داستان خواب دیدن ضحاک، فریدون را)

که این بسته را تا دماوندکوه / ببر همچنان تازیان بی‌گروه . بیاورد ضحاک را چون نوند / به کوه دماوند کردش به بند (داستان بند کردن فریدون، ضحاک را)

یکی مرد بُد در دماوندکوه / که شاهش جدا داشتی از گروه (داستان ساختن خسرو، تاکدیس را)

البته می‌دانیم آن کوهی که در اسطوره‌ها و دیگر نوشته‌های کهن ایرانی با عنوان دماوند از آن‌ یاد شده، با توجه به توضیحی که در مورد پیوستگی نام‌های البرز و دماوند آمد، ممکن است که همین کوه 5609 متری در شمال شرق تهران نباشد. همچنان که ممکن است واژۀ البرز هم لزوما بر همین رشته کوه در شمال ایران کنونی دلالت نداشته باشد(9). با این حال اما، از این گونه نوشته‌ها می توان نتیجه گرفت که رفت و آمد به کوهستان‌های بلند ایران‌زمین (از جمله، به بلندی‌های دماوند) از دیرباز رواج داشته و کوه پیمایی و کوه نوردی(10) در این سرزمین، فنی است دیرپا.

2- در تاریخ قدیم

در کتاب‌های معتبر قدیمی، اشاره‌های دقیقی به صعود تا قلۀ دماوند وجود دارد که در زیر چند مورد آن نقل می‌شود. از این نوشته‌ها در می‌یابیم که صعود تا قلۀ 5609 متری دماوند، پیشینۀ بیش از هزار ساله دارد که این، اگر در تاریخ کوه نوردی جهان بی مانند نباشد، بسیار کم مانند است.

الف- ابوبکر احمد ابن محمد ابن اسحاق بن ابراهیم همدانی معروف به ابن فقیه، در حدود سال 290 هجری قمری (903 میلادی) در کتاب معتبر خود با عنوان البلدان نوشته است که اسپهبد مازیار، حاکم مازندران که در تلاش بود تا خلیفۀ بغداد را خلع و حکومت ایران را به شیوۀ ساسانیان باز‌زنده کند، گروهی از مردم را به دماوند فرستاد تا در بارۀ ماجراهای فریدون و ضحاک جستجو کنند. مازیار، در فاصلۀ 210 تا 224 هجری قمری در مازندران حکومت می‌کرد و در سال 224 به هنگام شکار، گرفتار ماموران خلیفه معتصم بالله شد و زیر شکنجه های سخت جان باخت. ابن فقیه، چنین نوشته است:

«علی بن ربن آورده است که [مازیار] گروهی از مردم دیلم و طبرستان را بدین کوه فرستاد تا آن سرگذشت را معلوم کنند. آنان چنین گفتند که مدت دو شبانه روز و برخی از روز سوم بالا رفته‌اند. قلۀ آن را با آن که از دور چون گنبدی مخروطی شکل به چشم آید، دارای مساحتی دیده‌اند به اندازۀ سی جریب و بالای آن پر از ریگ، بدان گونه که پا در آن فرو می‌رفته است و بر آن جنبنده‌ای ندیده‌اند. چه، از بسیاریِ سرما و بادهای سخت توفنده، پرنده و جانوری بدان نرسد. نیز بر آن قله، سی دهنه بدیده‌اند که از درون آن‌ها دود گوگرد بیرون می‌زند و بر دهانۀ آن‌ها گوگردی چون زر بوده است. چند انبان از آن برای ما آورده بودند. این دسته می‌گفتند کوه‌های اطراف را چون توده‌های خاک دیده‌اند و دریا نیز به اندازۀ نهری کوچک، با آن که میان کوه و دریا بیش از بیست فرسنگ فاصله است»(11).

با توجه به تعریف کم و بیش دقیقی که ابن فقیه از ویژگی های قلۀ دماوند به دست داده است (مساحت قله، ریگ های قله، دهنه‌های گوگردی، وجود گوگرد، و چشم‌انداز قله)، و صرف زمانی که منطقی به نظر می‌رسد، مشخص است که آن گروه به قلۀ دماوند صعود کرده‌اند و چه بسا که گروه‌هایی دیگر، به ویژه از بومیان منطقه، حتی پیش از گروه اعزامی مازیار هم تا قلۀ دماوند می‌رفته‌اند. این صعود به قلۀ 5609 متری دماوند، کهن‌ترین "صعود مستند"(12) به یک کوه بلند است که ما تاکنون در نوشته‌های تاریخی و کوه نوردی به آن برخورده ایم. اگر اواخر حکومت مازیار، مثلا سال 220 (برابر با 835 میلادی) را زمانی فرض کنیم که این "هیات" کوه نوردی به دماوند رفته‌اند، آن گاه می توان گفت که صعود گروه مازیار، 657 سال پیش از صعود آنتوان دو ویی و هشت همراهش به کوه 2064 متری مون اگویی (1492 میلادی) صورت گرفته است؛ صعود به مونت اگویی را خانم آودری سالکلد (Audrey Salkeld) تاریخ نگار کوه نوردی، در تاریخچۀ مختصرکوه نوردی(13) پس از لشکرکشی هانیبال در کوه های آلپ (218 پیش از میلاد) و صعود امپراتور هادریان به کوه 3329 متری مون اتنا Mont Etna)) (126 میلادی)، به عنوان یک کار کوه نوردی تاریخی ذکر کرده است. هیچ کدام از این سه صعود، از نظر ارتفاع دستیابی شده، در خور مقایسه با صعود گروه مازیار به دماوند نیست.

ب- ابودُلف مسعر بن المهلهل الخزرجی، شاعر و جهانگرد، که در فاصلۀ 301 تا 331 هجری در دربار نصر ابن احمد سامانی بوده، در سال های 341 -331 (952-942 میلادی) به شهرهای گوناگون ایران سفر کرده و دیده‌های خود را را به نگارش درآورده است. او در سفر خود، از قم به ری و سپس به شهر دماوند رسید و مدتی در این شهر ماند. گردش او در شهر دماوند و كوه‌های تبرستان، دورۀ كوتاهی از مسافرت طولانی او را تشكیل می دهد. ابودلف در سال 341 هجری قمری برابر با 331 خورشیدی عازم صعود دماوند شد و اگرچه به قله نرسید، ولی گفتۀ او که با سختی فراوان و پذیرش خطر خود را تا نیمه‌های بلندی کوه رسانده، نشانگر یک پیشینۀ کهن (یازده قرنی) دیگر در مورد کوه نوردی در دماوند است. او در بارۀ این برنامه نوشته است:

«در دنباوند کوه بسیار مرتفع و عظیمی است که زمستان و تابستان قلۀ آن از برف پوشیده شده و هیچ کس نمی تواند بر فراز و یا نزدیکی آن برسد. قلۀ مزبور، کوه بیوراسف (بیوراسب) نام دارد [...] وقتی انسان آن را از ری مشاهده نماید خیال می‌کند کوه بسیار به او نزدیک است و یک یا دو فرسخ فاصله دارد، در صورتی که فاصلۀ میان او و کوه سی و پنج فرسخ است. مردم عوام معتقدند که سلیمان بن داود یکی از دیوان سرکش را که "صخرالمارد" (سنگ سرکش) نام دارد، در این جا زندانی نموده است. برخی دیگر عقیده دارند که شاه افریدون "بیوراسب" را زندانی کرده است [...]. من این موضوع را مهم تلقی نمودم و خواستم شخصا آن جا را ببینم. لذا در آن جا از کوه بالا رفتم و با سختی فراوان و خطر جانی، خود را تا نیمۀ بلندی کوه رساندم...»(14).

پ-  ناصر خسرو، در حدود 950 سال پیش، در شرحی از گذر خود به ری نوشته است:

«در میان ری و آمل، کوه دماوند است مانند گنبدی و آن را لواسان گویند و گویند بر سر آن چاهی است که نشادر از آن جا حاصل شود و گویند که کبریت احمر نیز، و مردم پوست گاو ببرند و پر نشادر کنند و از سر کوه بغلتانند که به راه نتوان فرود آوردن»(15).

3- در تاریخ جدید

وقایع نگاران کوه نوردی در کشورهای "شمال"، سرآغاز کوهنوردی ورزشی امروزین را سال 1854 (1233 خورشیدی) می‌دانند؛ در این سال، آلفرد ویلز (Alfred Wills) به قلۀ وترهورن (Wetterhorn) صعود کرد و این کار، بعدا سرآغاز دوره ای خوانده شد که به "عصر طلایی" کوه نوردی معروف است. البته بلندترین قلۀ اروپای غربی، مون بلان، در سال 1786 صعود شده بود. دهۀ پنجاه قرن نوزدهم، دورۀ شکوفایی کوه نوردی بود که در آن، کوه نوردان شروع به اجرای برنامه های منظم برای شناسایی گذرگاه‌های کوهستانی و دست و پنجه نرم کردن با قله‌های اصلی آلپ‌ها کردند(16).

صعود به دماوند، در دوران جدید، به دست ‌پژوهشگران و ماجراجویان خارجی و ایرانی، پیشینه‌ای بیش از دویست سال دارد و اگر چه نمی‌توان نخستین صعودها از این دست را صرفا ورزشی خواند، اما به هر حال نشانگر تقدم صعودهای بلند روی دماوند بر صعودهای آلپی و صعودهای آسیایی بیرون از ایران است. ملکونوف اهل روسیه، در سفرنامۀ خود که مربوط به سال 1860 است، می‌نویسد «نخستین کسی که به عزم سیاحت به بالای کوه دماوند رفته، گربرت (H. Gerbert) نمساوی (اتریشی) بوده، پس از آن اوشه الوی فرانسوی که به قلۀ آن رسیدن نتوانست»(17). جالب توجه این که، نویسنده می‌گوید گربرت برای "سیاحت" (و نه کار پژوهشی ویژه‌ای) به دماوند رفته و با فرض درستی این گفتار، می‌توان صعود گربرت به قلۀ دماوند در سال 1798 را یکی از نخستین صعودهای ورزشی جهان روی یک کوه بلند دانست.

در سال 1836 (1215 خورشیدی) تامسون (W. T. Thomson) انگلیسی به قلۀ دماوند صعود کرد(18). ملگونوف تاریخ این صعود را 1837 گفته و نوشته است: «در سال 1837 تامسون در ماه سپتامبر با چهار تن راهنما به بالا برآمد. نزدیک به غروب آفتاب، نزدیک به تیغۀ کوه گردیده، در طرف شرق آن جا غاری بوده است. شب را در غار به سر برده، از قراری که مساحت کرده، مسافت [ارتفاع]  آن را 19400 فوت یافته که 6300 متر است. گوید غار بسیار گرم بود [...] شب را در میان خاکسترهای آن به سر بردیم، دود گوگرد بدبو آن جا پیچیده، چون صبح بیرون آمدیم باز لباس‌ها تر شده و یخ بسته»(19). این ماندن شبانه بر قلۀ دماوند را می‌توان در تاریخ کوه نوردی، کهن‌ترین (یا یکی از کهن ترین) "شب مانی"ها(20) بر فراز یک کوه بلند دانست.

در سال 1857 (1236 خورشیدی) چهار ایرانی به نام‌های محمدصادق خان قاجار (سرهنگ توپخانه)، مصطفی قلی خان (یاور توپخانه)، میرزا فتح الله پسر نصیرالملک، و عسکرخان (برادر صاحب جمع) «شاگردان علم هندسه که به تشخیص ارتفاع قصر سلطانی نیاوران و کوه دماوند و غیره از سطح دارلخلافه مامور شده بودند، حسب الحکم سرکار نواب اشرف والا اعتضادالسلطنه»(21) از مسیر نیاوران- سوهانک- بومهن- امام‌زاده هاشم- آب‌گرم لاریجان به سوی قلۀ دماوند می‌روند. آنان که چند "بلد" (راهنما)ی اهل آب‌گرم همراهیشان می کند، یک شب را در زیر سنگ و جایی به نام "بارگاه" می‌گذرانند و از مسیر "دودکوه" به قلۀ دماوند صعود می‌کنند. این افراد، در گزارش خود نوشته‌اند که «بالای کوه جایی است وسیع و وسط آن گودالی است بزرگ و پر از برف [...] و سه سمت قله برف دارد و یک سمتش که معدن گوگرد است و بخار دارد و بی برف است و در آن جا زیاده از پنج دقیقه زیستن میسر نشد...». این برنامه را که نخستین صعود مستند مستقل ایرانیان در دوران جدید به دماوند است، می‌توان (به احتمال زیاد) کهن‌ترین صعود مستند و بلند کوه نوردی توسط کوه نوردان قارۀ آسیا دانست.

ژان ژاک دو مورگان (Jean-Jacques de Morgan) زمین‌شناس و باستان‌شناس فرانسوی در سوم دسامبر 1889 (12 آذر 1268 خورشیدی) در یک هوای توفانی و سرمای 26 درجه زیر صفر به دماوند صعود کرد. این برنامه را می‌توان با کمی تسامح، نخستین صعود زمستانی یک کوه بلند در جهان دانست. دو مورگان که چیزی نمانده بود همنورد خود پییر واسلن را بر اثر سقوط از دست بدهد، بعدا نوشت: «من ایمان دارم که این تودۀ کوهستانی برای دانشمندانی که در آن به ماجراجویی بپردازند، چیزهای غیرمنتظره و بدیعی دارد»(22).

نتیجه گیری

دماوند، گذشته از آن که جایگاهی فاخر در شماری از ارزشمندترین اسطوره‌های جهان دارد، همچنین دارندۀ چند تایی از کهن‌ترین صعودهای با ارزش و مستند کوه نوردی است و به این دلیل، شایستگی آن را دارد که به عنوان یکی از دیرینه‌ترین جلوه‌گاه‌های کوه نوردی جهان معرفی گردد.

بخش نخست

 

پی‌نوشت

6) باقری خلیلی. دماوند در اسطوره و ادب فارسی، مجموعه مقاله های نخستین همایش ملی دماوندکوه (دانشگاه شمال، 9 تیر 1391)

7) http://fa.wikipedia.org ، اسطوره شناسی، دیده شده در 22/10/1391

8)  به نقل از: هزار سال نثر پارسی، به کوشش کریم کشاورز، انتشارات جیبی، تهران، 1345، ص99

9) برای واژۀ البرز که ریشۀ آن "هربرزئیتی" است، معناهایی چون بلند، بالنده، و کوه بلند یا بالنده قایل شده‌اند (نگاه کنید به: قرشی، همان، صص 10 و 11). با این حساب، البرز می توانسته بر کوهستان‌هایی جز آن چه امروزه بدین نام می‌شناسیم، و البته بر کوه‌هایی اساطیری دلالت داشته باشد.

10) امروزه در ایران، به ویژه در میان کوه‌نوردان جدی، "کوه‌پیمایی" برای پیمایش سادۀ دامنه‌ها و صعود به قله‌های آسان، اما عبارت "کوه‌نوردی" برای آن فعالیتی که در برگیرندۀ دشواری‌های فنی و مستلزم کاربست مهارت‌های ویژه است، به کار می‌رود.

11) ترجمۀ ‌مختصر البلدان، ترجمه: ح. مسعود، انتشارات فرهنگ ایران، 1349، صص 118 و 119

12) صعود مستند (documented climb)، در کوه‌نویسی امروزین به آن صعودهایی گفته می‌شود که گزارش دقیقی از آن‌ها در مطبوعات معتبر ثبت شده باشد.

13) A brief History of Mountaineering, compiled by Audrey Salkeld (from: Bonington, Chris, The Climbers, BBC Books, London, 1992, p.269)

14) سفرنامۀ ابودلف در ایران، با تعلیقات و تحقیقات ولادیمیر مینورسکی، ترجمه: سید ابوالفضل طباطبایی، کتاب‌فروشی زوار، تهران، 1354، صص 77 و 78

15) سفرنامۀ ناصر خسرو، تصحیح: محمد دبیر سیاقی، کتاب‌فروشی زوار، چاپ دوم، 1363، ص 5

16) Bonington, Chris, The Climbers, BBC Books, London, 1992, p.33

17) سفرنامۀ ملگونوف به سواحل جنوبی دریای خزر ، ترجمه: مسعود گلزاری، انتشارات دادجو، 1364، ص 14

18)  کرزن، جرج. ایران و قضیۀ ایران، ترجمه: وحید مازندرانی، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی، 1362، ج 2، ص 19 و 142

19)  ملگونوف، همان.

20) شب‌مانی (bivouac) به گذراندن اضطراری شب در فضای باز کوهستان، بدون چادر و تجهیزات سنگین دیگر گفته می‌شود.

21) روزنامۀ وقایع اتفاقیه، جلد 4 کتابخانۀ ملی جمهوری اسلامی ایران، مرکز مطالعات و تحقیقات، 1374، ص 2696

22) دو مورگان، ژان ژاک. جغرافیای شمال ایران، جلد اول، ترجمه: کاظم ودیعی، صص 183- 173

 


ارسال این مطلب به دوست خود
ایمیل شما: ایمیل گیرنده:



ارسال نظر شما در مورد "جایگاه دماوند در تاريخ کوه‌نوردی جهان (بخش دوم)
نام شما:
نظر شما:
امتیاز شما :
امتیاز صفحه:



نظرات شما در مورد "جایگاه دماوند در تاريخ کوه‌نوردی جهان (بخش دوم)"
محمد اکبری 1392/01/22
دماوند همچون نگینی بر انگشتری ایران عزبز است. امید وارم همه هموطنان قدر این نعمت بزرگ الهی را بدونند. البته یکی از کاندیداهای میاندوره ای مجلس (مهندس عمید شهبازی)، با شعار تبدیل دماوند به قطب گردشگری در کشور پا به عرصه گذاشته که امیدوارم در عمل هم نتیجه نهایی حاصل بشه.
امید پریدل 1392/01/19
دماوند افتخاری برای سرزمین ماست لطفا در جهت معرفی و نگهداری از طبیعت دماوند مطالب بیشتری ارسال نمایید.باتشکر