13 اردیبهشت 1393

دماوند، میراث کوهنوردی جهان

داوود محمدی فر

با یافته های جدید پیرامون صعود به قله دماوند در ادوار گذشته، با اطمینان می توان گفت دماوند کهن ترین کوه صعود شدۀ کرۀ زمین است و سکوت و بی تفاوتی در این باره جایز نیست.

وظیفه ملی ما ایجاب می کند، مستندات و مدارک خود را به اتحادیۀ جهانی کوهنوردی UIAA و دیگر مراجع صلاحیت دار بین المللی ارسال داریم تا پس از بررسی و تایید مدارک، قلۀ دماوند را به عنوان میراث کوهنوردی جهان و ایران را میراث دار این ورزش شناسایی و اعلام کنند و ضمن درج در تاریخ کوهنوردی دنیا، موضوع به کلیۀ فدراسیون های کوهنوردی کشورها و سایر مراجع معتبر بین المللی اطلاع داده شود. با ثبوت این که بین تمام قلل جهان، انسان برای نخستین بار بر قلۀ گرانکوه دماوند، پیروز شده و دماوند دارای دیرین ترین سابقۀ صعود و پیمایش در تاریخ کوهنوردی جهان است. یکی از بزرگ ترین رویدادهای ورزش کوهنوردی ایران و جهان رقم خواهد خورد و ورزش کوهنوردی ایران با شگفتی های بس فراوان مواجه خواهد گشت.

ضرورت دارد دست در دست هم در راه شناخت بهتر افتخارات میهنی، که آب و خاکش زندگی بخش جان و تن ما بوده و هستی مان از هستی اوست، گام برداریم و در راستای بالندگی قلۀ آسمان سای دماوند، که حتا مورد نامهربانی های خودمان قرار گرفته و هم اینک نیز نسبت به شان و بزرگی اش گاه بی توجهیم، بیش از گذشته کوشش کنیم، تا شاید بخش کوچکی از ستم هایی را که نسبت به این نماد ملی روا داشته ایم جبران کرده باشیم.

در تاریخ کوهنوردی جهان آمده است:

در میان حوادث بزرگ سال 1492 1 میلادی یک حادثۀ به خصوص در خاطرۀ همۀ آن هایی که کوهنوردی برایشان به مثابه علاقه و میل شدیدی خودنمایی کرده است، نقش بسته است. در این سال تاریخی، «آنتوان دوویل»2 پیشکار شرل هشتم پادشاه فرانسه، به فرمان امپراطور، رهبری دسته ای از کوهنوردان را به عهده گرفت و به سوی قلۀ «مون اگویل»3 روان شد. این قله در «دوفینه»4 آلپ نزدیک گرنوبل قرارداد و در بین مردم کوهستان به قلۀ غیرقابل تسخیر مشهور شده بود و دوویل با دلیری و شجاعت خلاف این امر را ثابت کرد. نامبرده پس از صعود از این کوه سه روز بر فراز آن ماند و سپس از آن پایین آمد.

وی اولین، کامل ترین، دقیق ترین و مفصل ترین شرحی را که می توان در بارۀ این قله نوشت، به رشته تحریر درآورد و این نخستین کوششی بود برای ثبت پیروزی آدمی بر کوهستان و قلل آسمان سای آنان.

بازمی گردیم به کشور خودمان ایران در گذشته های بسیار دور.

در سال های 210 تا 224 هجری قمری، اسپهبد مازیار حاکم طبرستان با همکاری افشین، دیگر سردار ایرانی، در تلاش بود تا خلیفۀ بغداد را خلع کند و حکومت ایران را به شیوۀ ساسانیان تجدید نماید. از بد روزگار در سال 224 هجری قمری مازیار به هنگام شکار گرفتار و تسلیم شد. سپس به دستور خلیفه معتصم بالله آنچنان مورد شکنجۀ وحشیانه قرار گرفت که زیر رگبار تازیانه های وحشتناک جان باخت.

آن گاه با کینه ای که تازیان نسبت به ایرانیان داشتند، پیکر بی جانش را در کنار بابک، دیگر دلاور ایران دوست، به دار کشیدند تا درس عبرتی باشد برای ایرانیان مبارز. (لغت نامه دهخدا)

در همین سال های پرماجرا و حساس، در راستای بازگشت به دوران عظمت امپراتوری ایران ساسانی، با دستور اسپهبد مازیار به قصد پژوهش و تحقیق پیرامون داستان فریدون و ضحاک ماردوش، گروهی برای صعود به قلۀ دماوند اعزام شدند تا نتیجه را به آگاهی اسپهبد برسانند.

چون سال صعود به قله در فاصلۀ حکومت پانزده سالۀ مازیار معلوم نیست و از سویی این واقعۀ مهم جهان کوهنوردی در این پانزده سال پرحادثه رخ داده است، از سال های اواخر سلطنت اسپهبد مازیار، ما سال 220 هجری قمری را انتخاب کرده ایم که برابر است با سال 835 میلادی؛ به این ترتیب پیشینۀ نخستین پیروزی انسان بر کوهستان ها، یک هزار و یکصد و هفتاد و شش سال می باشد که به طور مسلم 657 سال از صعود به قلۀ مون اگویل کهن تر است.

ابوبکر احمدبن محمدبن اسحاق همدانی (ابن فقیه) در سال 903 میلادی، این مهم ترین واقعۀ دنیای کوهنوردی را در کتاب خویش به نام «البلدان» ثبت نموده است.

برای شناخت بهتر و بیشتر ابن فقیه صاحب کتاب مختصر البلدان لازم است پیشاپیش نکاتی به شرح زیر به آگاهی برسد.

دایره المعارف اسلامیه می گوید: «او کتابی جامع به نام البلدان در حدود سال 290 هجری (903) تالیف کرده است، که مقدسی و یاقوت بسیار از آن نام می برند.»5

کراچکوفسکی می گوید: «ابن فقیه را مستشرقین روسی می شناسند و با آثار او آشنایند.»6

لسترنج می گوید: «محقق و نویسندۀ دیگر ابن فقیه ... که تالیفی قابل توجه در موضوعات مختلف جغرافیا کرده و با نهایت تاسف فقط اجمالی از آن کتاب در دسترس ما است.»7

به گفته لاروس: به نقل از دایره المعارف مصر، «هنگامی که خواننده بخواهد شگفتی دانش جغرافیا را در قرن یازدهم میلادی (پنجم هجری) بنگرد، نباید آن را در اروپا، که در آن روزگار غرق توحش بود بجوید بلکه باید مقصود را در نزد عرب (مسلمین) طلب کند.»8

باید به این موضوع توجه شود، که در دوران بعد از اسلام چون تالیفات ایرانیان بیشتر به زبان عربی نگارش می یافت، آنان را عرب می پنداشتند و آثارشان به نام مسلمین ثبت می شد، از جمله کتاب مختصر البلدان نوشتۀ جغرافی دان هموطن ما ابن فقیه که توسط ح. مسعود، از عربی به فارسی ترجمه شده است و آثار دیگر دانشمندان ایرانی مانند ابن سینا، ابوریحان بیرونی و زکریای رازی، معروف به طبیب المسلمین و ملقب به جالینوس العرب.

لازم به یادآوری است که صعود به قلۀ مون اگویل در سال 1492 میلادی زمانی رخ داد که اروپا از وحشت های قرون وسطی پا به بیرون کشیده بود و دوران شکوفایی رنسانس، همراه با وقوع اندیشه های جدید و دگرگونی های نوین، از جمله اقدام به کوهنوردی و فتح قله ها آغاز شده بود و دقیقا برعکس، صعود به قله دماوند در سال 903 میلادی (سال تالیف کتاب) زمانی در دسترس قرارگرفت، که به روایت لاروس، اروپا در آن روزگار غرق توحش بود.

به هر حال تا این زمان (سال 2011 میلادی) صعود به قلۀ دماوند در زمان حکومت اسپهبد مازیار سال 835 میلادی9، 1176 سال پیش و صعود به قله مون اگویل در زمان شارل هشتم پادشاه فرانسه، 519 سال پیش انجام گرفته است. یعنی این که قله دماوند ششصد و پنجاه و هفت سال پیش از قلۀ مون اگویل صعود شده است.

ابن فقیه در کتاب خود چنین آورده است:

علی بن ربن10 آورده است که مازیار گروهی از مردم دیلم و طبرستان را بدین کوه فرستاد، تا آن سرگذشت را معلوم کنند. (جستجو پیرامون داستان فریدون و ضحاک ماردوش)

آنان چنین گفتند که مدت دو شبانه روز و برخی از روز سوم از آن بالا رفته اند. قلۀ آن را با آن که از دور چون گنبدی مخروطی شکل به چشم آید، دارای مساحتی دیده اند به اندازۀ سی جریب و بالای آن پر از ریگ، بدان گونه که پا در آن فرو می رفته است و بر آن جنبده ای ندیده اند. چه از بسیاری سرما و بادهای سخت توفنده پرنده و جانوری بدان فراز نرسد. نیز بر آن قله، سی دهنه بدیده اند که از درون آن ها، دود گوگرد بیرون زند و بر دهانۀ آن ها گوگردی زرد چون زر بوده است. چند انبان از آن برای ما آورده بودند. این دسته می گفتند کوه های اطراف را چون توده های خاک دیده اند و دریا نیز به اندازۀ نهری کوچک، با آن که میان کوه و دریا بیش از بیست فرسنگ فاصله است.11

نویسندۀ تاریخ کوهنوردی دنیا در گزارش صعود به قلۀ مون اگویل آورده است: «و این نخستین کوششی بود برای ثبت پیروزی آدمی بر کوهستان و قلل آسمان سای آنان.»

این قلۀ آسمان سای مورد نظر، کمی بیش از دوهزار متر ارتفاع دارد، درحالی که پیروزی بر قلۀ دماوند با ارتفاع 5671 متر، آن هم با سابقۀ بیش از ششصد و پنجاه سال کهن تر، در آن روزگار، به درستی کاری بوده است کارستان و به راستی آسمان سای.

یکی کوه دیدم سر اندر سحاب     سپهری است گفتی ز خارا بر آب
سر اندر ثریا یکی کوه دید     که گفتی ستاره بخواهد کشید

به ویژه آن که نخستین آگاهی ها پیرامون راس قله را نیز جهت جهانیان با خود به پایین آورده اند. مهم دیگر این که امام زکریابن محمدبن محمود القزوینی، در کتاب «آثارالبلاد و اخبارالعباد»12 می نویسد:

«و حکایت کرده علی بن ربن، (و وی حکیمی بود صاحب تصانیف) که رو آوردم به جانب جبل دماوند و آن کوه بلندی است به هوا سر کشیده از صد فرسنگ نمودار می شود و بر آن همیشه چون ابر عفص13 می باشد، که هرگز ظاهر و نمایان نمی شود سر کوه در سرما و نه در گرما و برمی آید از پایان آن نهر آبی زرد کبریتی14، جماعتی ذکر کرده اند که آن ها رسیده بودند تا به قلۀ آن در پنج شبانه روز و یافتند قلۀ آن را مقدار صد جریب، هر که از پایان آن بیند آن را چون شکل مخروط یابد.

گویند که یافتیم تاریکی را که غایب می شد در آن قدم ها، و هرگز بر آن کوه دابه15 یافته نمی شود و نه اثر حیوانی، و پرنده به بالای آن پر نزند و سرما در آن جا سخت باشد و باد تند و آن ها می شمارند هفتاد روزن را که برمی آید از آن دود کبریتی، و می بینند گرد هر سوراخ از آن روزن ها کبریتی زرد، گویا طلاییست خالص، و برمی دارند از آن چیزی را و آن ها می بینند بر قلۀ آن دیگر کوه های بلند را مثل تل های زمین و دریای خزر را چون نهر صغیر، و از آن جا تا آن نهر بیست فرسنگ فاصله است.»16

این هم صعودی دیگر در همان دوران با چند سال پس و پیش به روایت همان علی بن ربن دبیر اسپهبد مازیار حاکم طبرستان و سپس دبیر خلیفۀ بغداد:

هفتاد روزن مورد اشاره نیز همان هفتاد دهانۀ آتش فشان دماوند است که بارها توسط برخی از دانشمندان و دماوندشناسان مورد توجه قرار گرفته است. این ها گفتۀ نویسندۀ دانشمندی است که برای بررسی و پژوهش بیشتر پیرامون قله دماوند، با قبول رنج و سختی های مسافرت در قرون قدیم بار سفر بسته و به استقبال دماوند رفته و گنجینۀ پرارزشی چون گزارش صعود به قلۀ دماوند را برای نسل های بعد از خود به یادگار گزارده است.

پنجاه و اندی سال پس از این دو صعود، در سال 952 میلادی صعود نیمه کارۀ ابودلف روی قلۀ دماوند در حالی انجام گرفت که او از صعودهای پیشین آگاهی نداشت و خیال می کرد جز شخص وی کسی دیگر تا چنین ارتفاعی از دماوند بالاتر نرفته است.

ابودلف جغرافیادان و معدن شناس عرب در سال 341 هجری قمری برابر 331 خورشیدی عازم صعود به قلۀ دماوند شد. گر چه وی به قله نرسید ولی اظهار وی دایر بر این که با سختی فراوان و خطرات جانی خود را تا نیمۀ بلندی کوه رسانده و چشمۀ بزرگی یافته که اطراف آن گوگرد سنگ شده مشاهده نموده است، حداقل یازده قرن سابقۀ مستند از یک برنامۀ کوهپیمایی بر دماوند بر جای گذارده، وی گفته است:

«در دنباوند کوه بسیار مرتفع و عظیمی است که زمستان و تابستان قلۀ آن از برف پوشیده شده و هیچ کس نمی تواند بر فراز و یا نزدیکی آن برسد. قلۀ مزبور کوه بیوراسف (بیوراسب) نام دارد و مردم آن را از مرج القلعه و از گردنۀ همدان به چشم می بینند. وقتی انسان آن را از ری مشاهده نماید خیال می کند کوه به او بسیار نزدیک است و یک یا دو فرسخ فاصله دارد در صورتی که فاصلۀ میان او و کوه سی و پنج فرسخ است. مردم عوام معتقدند که سلیمان بن داوود (ع) یکی از دیوان سرکش را که صخرالمارد (سنگ سرکش) نام دارد در آن جا زندانی نموده است.»

برخی دیگر عقیده دارند که شاه افریدون بیوراست را زندانی کرده است. از دهانه های غاری در این کوه دودی بیرون می آید که (عوام می گویند نفس او است و از این رو آتشی نیز در آن غار مشاهده می کنند) می گویند آتش چشمان اوست و خرخر و نفیر او نیز از غار مزبور شنیده می شود.

من این موضوع را مهم تلقی نمودم و خواستم شخصا آن جا را ببینم. لذا در آن جا از کوه بالا رفتم و با سختی فراوان و خطر جانی خود را تا نیمۀ بلندی کوه رساندم. گمان نمی کنم هیچ کس از مکانی که من رسیده ام بالاتر رفته باشد و خیال می کنم هیچ کس هم تا آن محل نرسیده است. در آن جا کوه را با دقت ملاحظه نمودم و یک چشمۀ بزرگ صافی یافتم که اطراف آن را گوگرد سنگ شده فرا گرفته بود و چون خورشید به آن می تابید آن را مشتعل می ساخت و آتش از آن نمایان می شد.

پهلوی آن چشمه مجرای آبی بود که زیر کوه می گذشت، بادهای مخالف بر آن می وزید و صداهای نارسایی به طور منظم و موزون از آن به گوش می رسید. یک بار آن صدا چون شیهۀ اسب و بار دیگر مانند عرعر الاغ و یک بار هم مثل حرف زدن انسان است و در گوش شنوده مانند کلام رسای انسان با همهمه ولی بیشتر گنگ است و چیزی از آن فهمیده نمی شود. شنونده خیال می کند یک مرد بیابانی به زبان انسان صحبت می کند، اما آن تنورۀ دود که مردم می گویند نفس دوی است چیزی جز بخار آن چشمۀ گوگرد نیست و این وضع به شکلی که گفته شد طوری است که این گونه عقاید را در مردم تولید می نماید.

در یکی از رشته های این کوه آثاری از یک ساختمان قدیمی یافتم که در اطراف آن قبرهایی وجود داشت و نشان می داد که محل ییلاقی بعضی از پادشاهان ساسانی بوده.17

در این جا با ذکر دو بیت از حکیم ناصرخسرو، مروری داریم بر سندی ده قرنی و معتبر از وی:

برخاستم از جای و سفر پیش گرفتم     نز خانه ام یادم آمد و نز گلشن و منظر
گه دریاها، گه بالا، گه رفتن بی راه     گه کوه و گهی ریگ و گهی جوی و گهی جر

حجت خراسان، دانشمند و جهانگردی که با 18000 کیلومتر بیابانگردی، مسافرت و کوهگردی می توان او را، خود کوهنوردی شجاع و جسور دانست، در بیش از 950 سال پیش، هنگام عبور از سرزمین ری در سفرنامۀ خویش به دماوند اشاره کرده است:

«در میان ری و آمل کوه دماوند است مانند گنبدی و آن را لواسان گویند و گویند بر سر آن چاهی است که نشادر از آن جا حاصل شود و گویند، که کبریت نیز و مردم پوست گاو ببرند و پرنشادر کنند و از سر کوه بغلتانند که به راه نتوان فرود آوردن.»

اظهار ناصرخسرو دایر بر حمل نشادر مسلم می کند که کوهنوردی های آن زمان تا قلۀ دماوند تداوم داشته و منظور از چاه نشادر، هم می تواند گودی راس قله باشد و هم مغاره هایی که برای استخراج گوگرد کنده می شده است.

در زمان سلطنت قابوس ابن وشمگیر ملقب به شمس المعالی، بین سال های 367 تا 403 هجری قمری (356 تا 391 خورشیدی) برابر با سال 977 تا 1012 میلادی، فردی به نام (پسر امیرکا) به قلۀ دماوند صعود و مقداری گوگرد احمر از قله به پایین آورد. مردم پنداشتند که از راس قله کیمیا آورده و فلزات را به طلا تبدیل می کند. شایعه گوش به گوش به آگاهی سلطان قابوس رسید. از آن جا که قابوس، این مرد ادیب فوق العاده بی رحم و با خشم و غضب بود و به آسانی حکم به کشتن می داد پسر امیرکا از ترس فراری و از دیده ها پنهان شد.

بهاءالدین محمدبن حسن اسفندیار کاتب، صاحب کتاب تاریخ طبرستان در سال 613 هجری (595 خورشیدی) برابر با سال 1216 میلادی در کتاب خویش نوشته است:

«عجایب طبرستان یکی کوه دماوند است، که علی بن ربن الکتاب در کتاب فردوس الحکمه آورده است که از دیه اسک تا قله به دو روز شوند و او همچون گنبدی مخروط است و بر همۀ جوانب او ابدا برف باشد الا بر سر او، مساحت سی گری (جریب) زمین هیچ جای برف نایستد به زمستان و تابستان و آن جا ریگ بود چنان که چون پای بر وی نهی فرو شود و چون بر سر کوه ایستی بر آن ریگ همه کوه ها چون پشته نماید و دریای خزر در مقابل او راستا راست، سی سوراخ در سر این کوه باشد که دود کبریت از آن بیرون آید و آوازهای عظیم با سهم از این سوراخ ها شنوند از لهیب آتش که حقیقت شود که در جوف و میان کوه آتش است و هیچ حیوان قرار نتواند گرفت از سختی باد که جهت و می گویند کبریت اصحاب کیمیا می شاید یافت. در عهد قابوس شمس المعالی یزدادی آورده است که جوانی بود پسر امیرکا خواندندی آن جا کبریت احمر به دست آورد و زر می کرد، تا پادشاه را معلوم شد بگریخت.»18

دماوند در قرون اخیر

به غیر از رکوردها و یافته های دروان کهن، قلۀ دماوند در سده های اخیر نیز از وقایع تاریخی و امتیازات برجسته برخوردار بوده است، که تاریخ نویسنان کوهنورد خارجی، نه تنها به آن اشاره نکرده اند، که حتی کتاب های هموطنان دانشمند خویش را که به زبان آنان نوشته اند و در کشورشان انتشار یافته، مطالعه نکرده اند و یا این که خوانده اند، اما به خاطر حفظ انحصارشان مورد توجه قرار نداده اند و ما ایرانیان هم با پندار این که کوهنوردی در ایران ورزشی است وارداتی، اقدامی جهت شناسایی سوابق پرارزش کوهنوردی خویش به عمل نیاورده ایم و عملا آنان را بی رقیم گذاشته ایم، تا هر طور که خود بخواهند تاریخ کوهنوردی دنیا را بنویسند و یکه تاز میدان این ورزش همگانی باشند.

برخی از وقایع مهم کوهنوردی دنیا مربوط به ورزش کوهنوردی ایران، که بایستی در تاریخ کوهنوردی جهان درج شده باشد ولی ثبت نگردیده است. به شرح زیر می باشد:

1- نخستین کسی که به عزم سیاحت بالای کوه دماوند رفت، «گربرت»19 اتریشی بود (اولین اروپایی که در اواخر سده هجدهم میلادی به دماوند رفت) پس از آن «الیوی»20 فرانسوی در سال 1798 ولی به قلۀ آن رسیدن نتوانست.21

با توجه به جملۀ در اواخر قرن هجدهم، سابقۀ اولین صعود اروپاییان به دماوند برمی گردد به اواخر قرن هجدهم و شاید تا تاریخ اولین صعود اروپاییان توسط «ژاک بالامت»22 و دکتر «میشل گابریل پاکارد»23 به قلۀ منبلان در سال 1786 میلادی، که آن نیز در اواخر همین قرن بوده است. سال صعود این هر دو قله در قرون اخیر با یکدیگر کمتر از دوازده سال فاصله مورد ذکر بوده است.

صعود گربرت اتریشی دو سال پیش از صعود به قلۀ «گروس گلوکر»24 به ارتفاع 3760 متر، توسط پرنس «سلم ریفرشید»25 در سال 1800 میلادی26، سیزده سال پیش از صعود به قلۀ «یانگ فراو» توسط برادران «هیرونیموس مایر» در سال 1811 27، سی و یک سال، پیش از صعود «فردریک پاروات»28، به قلۀ آرارات به ارتفاع 5164 متر در سال 1829 29، پنجاه و دو سال پیش از صعود سروان ویلسون به قلۀ «پیلارراک»30 در سال 1848، پنجاه و شش سال پیش از صعود «سرآلفردویلز»31 به قله 3699 متری «وترهورن»32 در سال 1854 33 شصت و شش سال پیش از صعود به «مارمولاد» از دولومیت ها، توسط «گرومان» و «برادران رایملی»34 در سال 1864 و شصت و هفت سال پیش از صعود گروه «ادوارد وایم پر»35 به قله «ماترهورن»36 به ارتفاع 4406 در سال 1865 میلادی37 انجام پذیرفته است.

همان طور که مشاهده می شود نام هفت قلۀ فوق الذکر، که ارتفاع و سختی اغلب آن ها با قلۀ دماوند قابل قیاس نیست، در تاریخ کوهنوردی جهان ثبت شده ولی نامی از قلۀ گران کوه دماوند به میان نیامده است. منهای قلۀ آرارات که در خاک آسیا است، به درستی می توان گفت شرح بالا، تاریخ کوهنوردی اروپا است نه تاریخ کوهنوردی جهان.

2- در سال 1836 میلادی برابر با سال 1215 شمسی، مستر تامسون به قلۀ دماوند صعود نمود و اولین شب مانی تاریخ کوهنوردی جهان را نیز به نام خود ثبت کرد. در همین سال «اوکرالوی»38 نیز پس از تامسون دماوند را فتح کرد.39 ملگونوف این صعود را در سال 1837 میلادی چنین ذکر نموده است:

«در سال 1837، تامسون40 در ماه سپتامبر، با چهار تن راهنما به بالا برآمد، نزدیک به غروب آفتاب نزدیک به تیغۀ کوه گردیده، در طرف شرقی آن جا غاری بوده است، شب را در آن غار به سر برده، از قراری که مساحت کرده مسفات آن را (قله را 19400 فوت یافته که 6300 متر است.)

گوید غار بسیار گرم بود، ولی چون به دان سوراخ ها که در غار است دست می بردیم، دست را می سوزانید به محض ورود در آن، برف ها و یخ ها که در لباس ما بود گداخته شد و شب را در میان خاکسترهای آن غار به سر بردیم دود گوگرد بدبو آن جا پیچیده چون صبح بیرون آمدیم باز لباس ها تر شده و یخ بسته.»41

دماوند در بین تمام قله های دنیا، نخستین قله ای است که نخستین شب مانی تاریخ کوهنوردی جهان بر فرازش برگزار شده و تامسون انگلیسی، اول کوهنوردی است که علاوه بر پیروزی بر دماوند، توانست اولین شب مانی تاریخ کوهنوردی دنیا را بر بلندی بام ایران، قلۀ 5671 متری دماوند به نام خود ثبت کند و این از بزرگترین افتخارات گران کوه دماوند و ورزش کوهنوردی کشورمان و جهان کوهنوردی در قرون جدید به شمار می رود. شب مانی تامسون در آن زمان مهم ترین واقعۀ ورزش کوهنوردی جهان بوده است. تامسون بنیانگذار شب مانی برفراز قلل مرتفع کوهستان ها است.

مغارۀ محل شب مانی که اینک پر و مسدود شده است. به منظور استخراج گوگرد شفاف و بیتوتۀ شبانه، توسط کوهنوردان حرفه ای لاریجان حفر شده بوده است. «عمق یکی از این مغاره ها دو ذراع شاهی و کمی طولانی و ممتد حفر شده بود.»42

3- در سال 1857 میلادی برابر با سال 1236 خورشیدی، در دوازدهمین سال سلطنت ناصرالدین شاه قاجار و در ایام جشن تولدش، نخستین صعود مستند ایرانی به قله دماوند توسط محمدصادق خان قاجار، سرهنگ توپخانه، مصطفی قلی خان، یاور توپخانه و میرزا فتح اله پسر نصیرالملک (وزیر اوقاف) و عسکرخان، برادر صاحب جمع انجام شد، که از امتیازات مهم زیر برخوردار است:

الف) اولین صعود مستقل و مستند ایرانیان به قلۀ دماوند انجام گرفته است.

ب) نخستین راهیان قله چنان از وسعت فکر بهره داشته اند که اندیشۀ کاوشگرانۀ آنان در بلندترین نقطۀ کشور، چون کاشفین بزرگ در جستجوی حیات بوده اند و در آن شرایط سخت، موجود زندۀ «کرم یخ» یافته اند که در حقیقت مرتفع ترین محیط زیست کشور را شناسایی و کشف نموده اند.

پ) اولین کاوشگران ایران اند، که اطلاعات قابل توجه و مقبولی از دهانۀ آتش فشان ارائه کرده اند.

ت) کوهنوردان کشورمان ضمن صعود به قله، برای نخستین بار شخصا ارتفاع دماوند را به میزان 6613 ذرع تعیین و ثبت نموده اند، این ارتفاع با اختلافی کم، مطابقت دارد با ارتفاعی که «موسیونیکلا» اهل روسیه در سال 1860 میلادی به مقدار 6636 متر تعیین نموده است.43 کوهنوردان نقطۀ جوش آب را راس قلۀ دماوند 79 درجه سانتی گراد تعیین کردند.44

4- در سال 1871 میلادی، چهار نفر از کوهنوردان ایران، مشهدی علی محمد آفتاب گردانچی، کربلایی اسداله، سید عزیز اله و حسین بالون ساز، به عنوان دومین گروه ایرانی به قلۀ دماوند صعود کردند. از شاخصه های مهم این گروه، اولین شب مانی ایرانیان بر فراز قلۀ دماوند است که با چنین قدمت، از اهمیتی خاص برخوردار است. پس از شب مانی تامسون در سال 1836 میلادی این دومین شب مانی تاریخی است و هر دو از قدیم ترین شب مانی های تاریخ کوهنوردی جهان در چنین ارتفاعی به شمار می روند. این صعود برای نخستین بار از قسمت شمال انجام شده است. یک روز بعد از این صعود، شکراله نامی برای اولین بار از جانب جنوب متمایل به غرب به قله رسیده است.45

5- در سال 1889 میلادی، روز سوم دسامبر (12/9/1268 خورشیدی) در یک هوای طوفانی و در دمای 26 درجه زیر صفر، «ژاک ژان دومرگان»46 نخستین صعود زمستانی به قلۀ دماوند را از خود به یادگار گذارد. حین اجرای برنامه، نزدیک بود همنورد وی «پیرو اسلن» بر اثر سقوط کشته شود. دومرگان پس از صعود یادآور شده است:

«من ایمان دارم که این تودۀ کوهستانی (دماوند) برای دانشمندان، که در آن به ماجراجویی بپردازند، چیزهای غیرمنتظره و بدیعی دارد ... و در ساعت هشت ما به رینه بازگشتیم در حالی که مجموعه ای بسیار کامل از سنگ های کوه را به سوغات می آوردیم.»47

گر چه چند روزی به زمستان مانده بوده است اما هوای قلۀ دماوند از مهر ماه به بعد، زمستانی است و اگر چه وی به قله نرسید، لیکن تا فاصلۀ بسیار نزدیک به قله صعود کرد و نخستین تصویر از راس قله را ثبت کرد و از خود باقی گذارد. تصویر نشان می دهد وی تا مرز بیش از 5500 متر به پیش روی ادامه داده است، ولی به سبب بوران و کولاک بیش از حد و اصرار راهنمای خود به پایین سرازیر شده است. این سابقه، نخستین صعود زمستانی در کوهنوردی جهان بوده است که تا چنین ارتفاعی به مورد اجرا در آمده است.

اهمیت این صعود در این است که در سوم دسامبر، نزدیک به فصل زمستان، آن هم در زمانی که اصولا فکر صعودهای زمستانی مطرح نبود به مورد اجرا در آمده است. بالندگی و ارزش این صعود، زمانی بیشتر جلوه می کند که «کریس بانینگتون» کوهنورد برجسته و مولف تاریخ کوهنوردی جهان می نویسد: صعودهای زمستانی در سال 1962 در آلپ رایج شد (73 سال پس از صعود به دماوند) برای اولین بار در زمستان، «ایتروآلمن» به دیوارۀ شمالی «ماترهورن» صعود کرد. «ایگروند» را قبلا در زمستان «هیبلر» و «کینشوفر» و «من هاردت» و «آلمبرگر» صعود کرده بودند.48

در همین جا است که باید به شایستگی و توانایی کوهنوردان کشورمان ارج نهاد و به نیروی اراده و همت والایشان اعتماد کرد، زیرا که پس از ژاک دومرگان، شش سال زودتر از رواج برنامه های زمستانی در آلپ های اروپا، در سال 1956 خلیل میلانی، غلامرضا اکینچه و محمدباقر زیارتی و سال پس از آن حسین عسکری- حسین حاج کریمی و داوود محمدی فر، در زمستان برای نخستین بار و دومین بار به قلۀ دماوند صعود کردند، که سرآغازی بود برای گسترش وسیع صعودهای سنگین زمستانی.

یادآوری

ضرورت دارد به این مطلب اشاره شود که در این جا آغاز صعودهای زمستانی مدنظر است نه قیاس آن با برنامه های هیمالیانوردی در تابستان، زیرا که شش سال زودتر از صعود زمستانی ژاک دومرگان به قلۀ دماوند، «و.و. گراهام» به قلۀ 7200 متری «کابرو»49 در هیمالیا صعود کرد50 و در سال 1892، سه سال پس از ژاک دومرگان، یک تیم اکتشافی به سرپرستی «کانووی» در منطقۀ «قراقروم» قلۀ «پایونیر» با ارتفاع 6890 متر را فتح کرد، که گفته شد این صعود در زمان خود بالاترین ارتفاعی بوده است که توسط انسان صعود شده بود51 که البته این گفتۀ کریس بانینگتون، صعود به قلۀ کابرو را نفی می کند و یا این که بانینگتون از آن آگاه نبوده است.

مهم دیگر

این که کتاب مختصر البلدان که در سال 903 میلادی (1108 سال پیش تا سال 2011) توسط ابن فقیه همدانی نگارش یافته و در شهر دانشگاهی لیدن در کشور هلند نیز منتشر گردیده است و کهن ترین کتابی است که نخستین گزارش کوهنوردی جهان را در دل خود جای داده است و باید که در موزه های کوهنوردی جهان در صدر همۀ کتاب های کوهنوردی بدرخشد که افتخار بزرگ دیگری است برای معرفی میهن عزیزمان ایران و ورزش کوهنوردی کشور.

مسیر قدیم ترین صعود مستند ایرانیان به قلۀ دماوند در سال 1236 خورشیدی و مشاهدات آنان راس قله – داوود محمدی فر
این صعود تا چند سال پیش قدیم ترین صعود مستند ایرانیان به قله دماوند بود؛ اما اکنون صعود سال 835 میلادی به دستور سپهبد مازیار، حاکم طبرستان، نه تنها در ایران، که در جهان نخستین پیروزی انسان بر کوهستان های بلند به شمار می رود.

 

نخستین کمپ صعودهای زمستانی در جهان ورزش کوهنوردی
اردوگاه و چادر گروه دومرگان در شب 2 و 3 دسامبر سال 1889 میلادی برابر با 12 آذر 1268 خورشیدی. عکس از دومرگان  و از اولین صعودهای زمستانی در جهان کوهنوردی؛ وی نوشته است: «بر اثر سرمای شدید و به علت اُبخُرِۀ گوگردی، در ارتفاع 5750 متری متوقف شدیم، من از این که نتوانستم دهانۀ آتشفشان را دیدن کنم، تاسف و اندوهی داشتم اما این گردش و کوهپیمایی علمی، به من امکان یک مطالعۀ زمین شناسی و توپوگرافیک بسیار مفصلی از این مجسمۀ بسیار جسیم داد.»

 

مسیر صعود زمستانی ژاک ژان ماری دومرگان در روز سوم دسامبر سال 1889 میلادی، برابر با دوازدهم آذر ماه 1268 خورشیدی – داوود محمدی فر

 

پی نوشت ها

1- مجلۀ شکار و طبیعت، سال 1343، شماره 55، صفحه 3، تاریخچه مفید و مستند کوهنوردی جهان، از مجلۀ لایف، ترجمه جواد شیخ زین الدین.

2. Antonio de ville.

3. M. Aiguille.

4. Dauphine.

5 تا 8- کتاب ترجمۀ مختصر البلدان بخش مربوط به ایران، تالیف ابوبکر احمدبن محمدبن اسحاق همدانی (ابن فقیه)، ترجمه ح. مسعود، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران«98» پاییز 1349، صفحات 11 تا 13، از بخش مقدمۀ مترجم.

9- مازیار بر همۀ جبال طبرستان مسلط شد. بنا به گفتۀ ابن اسفندیار، خاندان مازیار، که همان قارن وندان و فرزندان سوخرا باشند. گرشاه یعنی شاه کوهستان خوانده می شدند. (دایره المعارف فارسی، به سرپرستی غلامحسین مصاحب، انتشارات امیرکبیر، سال 1374).

مازیار از حکام مازندارن، که در اصل از پارسیان ایران بوده و آیین زردشتی داشته ... مازیار با افشین معاهده داشتند که خلیفه را خلع کنند و خلافت را به عجم بازگردانند ... وی را به بغداد آوردند و به دستور خلیفه، تازیانه ها بر او زدند تا مرد و در پهلوی بابک به دار زده شد. (لغت نامه دهخدا)

10- علی بن ربن طبری، مولف کتاب امثال و جز آن است (منتهی الارب) علی بن زید بیهقی گفته است: که او از کتاب (از نویسندگان و دانایان) شهر مرو و با همتی رفیع به انجیل و طب بوده و تفسیر ربن المعلم العظیم است. وی دبیر مازیاربن قارن بود. (از تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلام، صفحۀ 60) (لغت نامه دهخدا)

11- منابع تاریخ و جغرافیای ایران، 35، ترجمه مختصر، البلدان بخش مربوط به ایران، تالیف ابوبکر احمدبن محمدبن اسحاق همدانی (ابن فقیه)، ترجمه ج. مسعود، انتشارات فرهنگ ایران«98»، پاییز 1349، صفحات 118 و 119.
این کتاب در شهر لیدن نیز به چاپ رسیده است ... لیدن ... شهری به کشور هلند، دارای دانشگاهی مشهور و کتابخانه ای معتبر است و بدان جا کتب فارسی بسیار توسط مستشرقین طبع و نشر شده است. (لغت نامه دهخدا)

12. آثارالبلاد و اخبارالعباد. (اصل کتاب در کتابخانۀ موزۀ بریتانیا نگهداری می شود.) نوشتۀ امام زکریاء بن محمدبن محمود القزوینی، (حیات 600- 682 هجری قمری) اثر مترجم و ادیب قرن یازدهم هجری، محمد مرادابن عبدالرحمان. تصحیح دکتر محمد شاهمرادی، جلد دوم، انتشارات دانشگاه تهران، شماره انتشار 2/2166، شماره مسلسل 3435، اردیبهشت ماه سال 1373، صفخات 90 و 91.

13- ابر فشرده.

14- منظور از زرد کبریتی، زرد گوگردی می باشد.

15- حیوان، ستور.

16- یک سطر از متن اصلی افتاده و مینورسکی آن را از یاقوت (جلد 2، صفحۀ 606) تکمیل نمود.

17- سفرنامۀ ابودلف در ایران (در سال 341 هجری) با تعلیقات و تحقیقات «ولادی میر مینورسکی» استاد دانشگاه لندن. ترجمه سید ابوالفضل طباطبایی، کتابفروشی زوار، تهران، سال 1354، شماره ثبت کتابخانه ملی 1634- 24- 12- 54، صفحات 77 و 78.

18- کتاب تاریخ طبرستان، تالیف: بهاءالدین محمدبن حسن بن اسفندیار کاتب، که در سال 613 هجری تالیف شده است، به تصحیح عباس اقبال استاد دانشگاه، به اهتمام محمد رمضانی، مدیر کتابخانۀ خاور (کلاله خاور)، صفحات 82 و 83. خلاصۀ این کتاب در 1905 میلادی توسط پروفسور ادوارد برون، به زبان انگلیسی ترجمه شده است.

19- H. Gerbert.

20- Olivier

21- سفرنامۀ «ملگونوف» به سواحل جنوبی دریای خزر، ترجمه مسعود گلزاری، انتشارات دادجو، چاپ اول، سال 1364، صفحه 14.

22- Jacques balamat.

23- Dr. michel Gabriel paccard.

24- Gross Gloker

25- Salm Refferchied

26- کتاب ماجراهای کوه «کارل لوکان»، برگردان عبداله عزیزی، چاپ اول، سال 1368، انتشارات کوه اسکی.

27- فصلنامۀ کوه، شماره 4، پاییز سال 1375، تاریخچۀ کوهنوردی جهان، نوشتۀ کریس بانینگتون، ترجمه همایون بختیاری.

28- Friedrich parvat

29- کتاب ماجراهای کوه کارل لوکان، برگردان عبداله عزیزی، چاپ اول، سال 1368، انتشارات کوه اسکی.

30- فصلنامۀ کوه، شماره 4، پاییز سال 1375، تاریخچۀ کوهنوردی جهان، نوشتۀ کریس بانینگتون، ترجمه همایون بختیاری .

31- Sir Alfred wils

32- Weter Horn

33- مجلۀ شکار و طبیعت، شماره 55، سال 1343، صفحۀ 3، تاریخچۀ مفید و مستند کوهنوردی جهان، از مجلۀ لایف، ترجمه جواد شیخ زین الدین.

34- فصلنامۀ کوه، شماره 4، پاییز سال 1375، تاریخچۀ کوهنوردی جهان، نوشته کریس بانینگتون، ترجمه همایون بختیاری.

35- E. whimper

36- matter Horn

37- مجلۀ شکار و طبیعت، شماره 55، سال 1343، صفحۀ 3، تاریخچۀ مفید و مستند کوهنوردی جهان، از مجلۀ لایف، ترجمه جواد شیخ زین الدین.

38- Aucher eloy.

39- کتاب ایران و قضیه ایران، جرج.ن. کرزن، ترجمه وحید مازندرانی، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی، سال 1362، جلد دوم، صفحات 19 و 142.

40- G.H. Thamson.

41- کتاب سفرنامۀ ملگونوف به سواحل جنوبی دریای خزر، ترجمه مسعود گلزاری، انتشارات دادجو، سال 1364، صفحه 14.

42- روزنامۀ ایران قدیم، نمره 28، سال 1288 هجری قمری.

43- کتاب مرآت البلدان، تالیف محمدحسن خان اعتمادالسلطنه، به کوشش دکتر عبدالحسین نوایی و هاشم محدث، انتشارات دانشگاه تهران، اسفند سال 1367، جلد دوم و سوم، صفحات 1314 و 1315.

44- روزنامۀ وقایع اتفاقیه، جلد 4، کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، مرکز مطالعات و تحقیقات، سال 1374، صفحه 2696.

45- روزنامۀ مرآت السفر و مشکوه الحضر، ربیع الثانی سال 1288 هجری قمری، نگارش محمدحسن خان اعتمادالسلطنه، به خط خوشنویس بزرگ میرزا مهدی کلهر، صفحه 2.

46- Jak Jan Mary de morgan.

47- کتاب جغرافیای شمال ایران، جلد اول، نوشته ژاک دومرگان، ترجمه دکتر کاظم ودیعی، صفحات 173 و 183.

48- فصلنامۀ کوه، پاییز سال 1376، شماره 8، صفحه 39، تاریخچۀ کوهنوردی جهان، نوشته کریس بانینگتون، ترجمه همایون بختیاری.

49- KABRU.

50- مجلۀ شکار و طبیعت، شماره 55، سال 1343، صفحه 8، تاریخچۀ مفید و مستند کوهنوردی جهان، از مجلۀ لایف، ترجمه جواد شیخ زین الدین.

51- فصلنامۀ کوه، زمستان سال 1375، شماره 5، صفحه 79، تاریخچۀ کوهنوردی جهان، نوشته کریس بانینگتون، ترجمه همایون بختیاری.

 


ارسال این مطلب به دوست خود
ایمیل شما: ایمیل گیرنده:



ارسال نظر شما در مورد "دماوند، میراث کوهنوردی جهان
نام شما:
نظر شما:
امتیاز شما :